فرازی از
نمایش نامه «دردسرهای گروه نمایش» مناسب برای نمایش نامه خوانی و نمایش صحنه ای، برای شرکت در جشنواره های
دانش آموزی+ توضیح: با تغییر اسامی، این متن برای دانش
آموزان پسر هم مناسب خواهد بودنوشته: علیرضا خورشیدنام......کیانا:پس چرا زودتر نمی گی؟بهناز:مگه شما می ذارین؟فریبا:من که کاری نکردممیترا:پس کیه داره هی خوشمزه بازی در میاره؟فریبا:اصلا من دیگه حرف نمی زنمصحنه خوان:فریبا دست هایش را جلوی دهانش می گیرد و می نشیند)کیانا:من دارم می رم!سیمین:دیگه کجا؟!سوسن:معلومه دیگه، موبایل بازیکیانا:نه خیر سوسن جون...می رم دست شوییفریبا:حالا بازم بگین من مزه می ریزممیترا:تو که گفتی دیگه حرف نمی زنی!(سیمین و سوسن و کیانا می خندند)سارا:این جوری پیش بریم، نمایش تا آخر سالم آماده نمیشه هاآرزو:بچه ها، سارا راست می گه، اونوقت جواب خانم مدیر رو چی بدیم؟فریبا:(با شیطنت)خانم مدیر هم حساس!کیانا:جدی!سیمین:یه کمی هم عَبوس! (صورتش را در هم می کشد)صحنه خوان:سیمین با گفتن این جمله ابروهایش را در هم می کشد تا خودش را عصبی نشان بدهد و ادای پس گردنی زدن خانم مدیر را نشان می دهد.بهناز:اونوقت انتقامش رو سر صف صبحگاه ازمون می گیرهسوسن:چه جوری؟فریبا:بهناز؛ بذار بقیه ش رو من بگمبهناز:نه! خودم می گم... بچه ها، حالا مثلاً توی صف صبحگاه وایسین تا بهتون بگم......(برای دریافت کامل متن با شماره ۰۹۱۳۳۵۱۴۱۵۷ تماس بگیرید)نوشته شده توسط خورشید در 21:17 | لینک ثابت • کشکول...
ما را در سایت کشکول دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: پنجشنبه 25 اسفند 1401 ساعت: 17:30